تبليغاتX
جنبش دانشجويي دانشگاه آزاد گرگان

به ياد حضور شجاعانه ي آنها كه

 

در برهوت غيرت

 

در آسمان انديشه شان پرواز كردند

 

و نترسيدند

 

از خنديدن در سرزميني

 

كه مين گذاري كرده اند... حتي آسمانش را!

 

 

جلوي هر اسمي امتيازي است...!

 

قضيه جدي است! دوره ي قهرماني تمام شد.... فاتحة!!!!

خانم كه دستهايت را مشت مي كني! آقاي اعتدال! برادر ليدر!! زور بيخود مي زني...

قهرمان اصلي با طنابي كه از بالا به پايين آويزان شده ديوار مرگ را چشم بسته با دوچرخه و موتور ، با تماشاگر و بي تماشاگر ، سوت زنان مي رود!

كنجكاوي نكن، صدايت را هم پايين بيار، او ديگر نيازي به تشويق ندارد، يقه ات را مي گيرد و هرجا كه باشي از آن بالا پرتت مي كند پايين و به جيره مواجب بگيرانش اضافه مي شي، باز ماندن دهانت دائمي مي شود، از اين پايين كه او را مي بيني جربزه ات را براي خودت نگه دار، يقه ات را كه گرفت گلاويز نشو، فحش نده ، بيخودي خودت را باد نكن... كسي شجاع شاخدار نمي خواهد. هرچقدر كه آقاي اعتدال ترك دوچرخه سوار شود و بخواهد با زبان منطقش عاليجناب را قانع كند كه جلسه را ترك نكند خودش را شيرين مي كند، شيرين مي كند و حل مي شود...

 

 

بهترين هدف گذاري ممكن! مشت كن دستهايت را، چايي بخور، سيگار بكش، هي غر بزن...  بياييد تمرين دموكراسي كنيم!! بياييد تبر برداريم ريشه هاي ننه بابايمان را قطع كنيم!!...

 

 

يكي از رابطه پدر و پسري بين دوچرخه سوار و طناب و تماشاچيان مي گويد

_ تماشايي هم هستيم! انگشت به دهن، دست به بيني دارند نگاهمان مي كنند!

تمسخرشان از همه بدتر است...

مرتب عكس و فيلم... يك تصوير بردار حرفه اي مي خواهد از آن بالا از همه عكس بگيرد. دوربيني بالاتر از او هم پيدا مي شود كه او را رصد كند: كت و شلوار پوشيده، جلد مجله ادبي اش را روي مكعب نارنجي گذاشته، موبايلش را خاموش كرده، توي آيس پك فروشي نشسته انگار قرار ملاقات مهمي دارد(!) حتماً با پدر خوانده آقاي اعتدال... مي توانند متحد خوبي باشند، سالها مي توانند با هم زير يك سقف زندگي كنند...! مي توانند باهم در يك پادگان خدمت كنند و به خاطر نمونه بودن در آن پادگان ماندگار شوند؛ پادگان را به دموكرات ترين شكل ممكن اداره كنند و در سيستم پادگان حل شوند...

 

 

آيس پك دارد شلوغ مي شود، جايش را عوض مي كند، پشت به خيابان ليستي از داخل مجله ادبي اش در مي آورد، جلوي هر اسم امتيازي است، خودنويس صورتي اش را در مي آورد، روي چند اسم شك دارد، موبايلش را روشن مي كند كه مي بيند خانم بزرگ با دماغي چسب زده، چادر به سر، حلقه به دست وارد مي شود ودرست روبرويش مي نشيند، چند اسم به او مي دهد...

آيس پك سفارشي حاضر شده، ليوان ها را بهم مي زنند، صدايي نمي كند...

 

 

دست روي دست مي گذاريم، درگوشي صحبت مي كنيم، منتظر تماس هاي عجيب و غريب، تعقيب سايه هايي پشت سر خود...

و خانم هايي كه ترشك و لواشك مي خورند، آقاياني كه بلوتوث بازي مي كنند،

كسي جمع نمي شود، كسي نمي آيد، كسي پشت سر خود سايه اي حس نمي كند، هرچقدر هم با خودت مصاحبه ترتيب دهي كسي صدايت را نخواهد شنيد...

مي تواني خودت را پنهان كني! مي تواني؟ نمونه امضاي تو...

نه!!! من نبودم

زبان لق گاهي سر آدم را به باد مي دهد...

 

 

ا‍ِ...! هنوز آقاي معاون چيزي نگفته كه اشكت درآمد! كمربندش را كه نمي خواهد باز كند... (جايش باشد كمربندش را هم باز مي كند!) به! تو كه با پاي خودت آمدي...! چه ترسي دارد؟!...

 

 

_جرم شما سياسي است...

_چي!!!؟ چي؟ دوباره بگو...؟

_آقا مؤدب باش... ( دست به كمربندش مي برد، مؤدب مي نشينم) دفاعيه بنويس ، توبه كن ، از مقررات خارج شدي... (قول تخفيف مي دهد) اگر همكاري كني .... يك خورده اش را بهشان مي گويم...

 

 

خودشان هم مي دانند. هيچوقت از توي قالب در نمي آيند، با همين قالب جابجا مي شوند...

اينرا هم بگويم، به هيچكس كنايه نمي زنم، هركه اهلش است، خودش بفهمد...

_مواظب باش! باز هم داري زيادي حرف مي زني!

 

 

مي نشينم زير سايه ها... لرزان، نزديك امتحانات ترم است. چه خواهد شد؟ آقايان پله هاي پيشرفت را جلوي پايمان خراب خواهند كرد!!!...

_آماده باش، چند وقت ديگر كاغذهايت مي رسد از بالا

سفت و محكم، با دفترچه اعزام، با برگه راي گيري، جنگ هم نشود باز مي روي خط مقدم مي ايستي ، بي هيچ علتي...

بگويند ديگر دانشگاه نيا! خوب مي شود، خوب! بگويند اخراج! كاري ندارد برايشان...

 

                                                                                               ادامه دارد

+ نوشته شده توسط سوشیانس در سه شنبه 24 اردیبهشت1387 و ساعت |

به 24 اردیبهشت ماه 1386

به تحصن در دانشگاه آزاد گرگان

تحصنی که تکذیب شد

تایید شد

فراموش شد

نقطه ای درخاطره شد

 

 

گفتند شعری بنویس

گفتم ندارم

من هیچ وقت سفارشی برای دوستانم نه پیتزا درست کرده ام نه شعر

اصلا" تنها نقطه ی ضعف من در نوشتن این است که بگویند :

چیزی بنویس !

 

می خواهم به جای این زور دو پایم را زاویه کنم و بر دو لبه ی چاهی بگذارم

تا هر چه این کلیه ی لعنتی سنگ دارد به چاه بریزم که صد عاقل هم نتوانند آنرا در بیاورند .

صد عاقل بیایند و سرشان را مایل به درون کنند و هیچ نبینند .

جایی که دردهای من می ریزد هیچ چشمی نمی بیند . چه چیزی را نگاه می کنید ؟

دیدید که آب از سنگ هایی که افتاده بود بالا آمده بود . ولی چون فقط آب می دیدید گفتید :

تکذیب می کنیم !

باشد . من هم می دانم حقیقت کوچک تر از آنی ست که به سرانجامی برسد .

و مثل ما دو پا ندارد که راهی برود . چون مثل خر من که از بچگی از کمر به پایین نداشت می ماند .

سینه خیز می رود . شاید برای همین است که اگر کوچک ترین حرکتی بکند تا ابد ردش بر روی زمین می ماند .

باید بدانید حلقه ی ما مثل حلقه ی لاستیک بچه ها نیست که با چوب توی سرش بزنید و به هر طرف که

خواستید منحرفش کنید . ما این بازی ها را خیلی وقت پیش کرده ایم .

بازی من اینروزها مثل بازی شما انتظار است . خیلی وقت است که از تک درختی چارشانه آویزان مانده ام .

و منتظر . و لی انگار نمی آید . می خواهم وقتی زمستان می رسد اولین برگی باشم که به زمین می افتد .

از این درخت تناور حتی گردو یی پوک به من نرسید تا برای بیضه یتان آنرا به شما هدیه کنم .

هراس من باری از شما نیست که حقیقت را نمی توانید ببینید . بلکه از معدن چیانی ست که در سیاهی چادر

لذت بیشتری برای پیدا کردن الماس می برند. لعنت بر شما که اگر می خواهید با خواهرم هم خوابه شوید و دستتان را بر دورش حلقه کنید باید جرات داشته باشید و تا ابد انگشتتان را از حلقه ی کوچک تر خالی کنید !

مربع ، مثلث ، دایره ، اصلا" چه فرق می کند ؟ وقتی یکی از اینها را تشکیل داده باشی یعنی جوهری شده ای

و بر متن نقش بسته ای . یعنی شده ای . و اما در عجبم که چرا بقیه یک شکل منظم را تشکیل نمی دهند ؟

نمی دانند که برای تکثر متن باید جوهری شوند . در حاشیه ایستاده اند و از متن عکس می گیرند .

نمی دانند که از تناقض شان عکس می گیرند . جای خالی ی خودشان را نشان می دهند وقتی با

انگشت اشاره می کنند .

حکومت ما مثل یک خنجر سه لبه ست . انتهای لبه ی اول ، ابتدای لبه ی دوم است .

و من روی لبه ی سوم هر روز ساعت هفت هزار نفر به نام "خودم" را سوار می کنم و

به انتها می برم . هر چه اصرار می کنم پیاده نمی شوند . دوباره به ابتدا بر می گردم .

من با تمام وجود اقرار می کنم که انسان خسته ی قرن بیست و یکمم !

+ نوشته شده توسط سوشیانس در سه شنبه 24 اردیبهشت1387 و ساعت |

بیانیه جمعی از تشکل های دانشجویی دانشگاه آزادتبریز

 در حمایت از دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند

صحن دانشگاه بار دیگر خشم دانشجو را بالای سر خود حس می‌کند و خروش دانشجو را می‌بیند، باز هم هتک حرمت، باز هم توهین و باز هم ظلم...

                                                                 daneshgah zende ast

این بار دوستان دانشجویمان در دانشگاه صنعتی سهند تبریز هستند که یک صدا فریاد برآورده‌اند تا قدرت اتحاد ما را به نمایش بگذارند، دانشجویان این دانشگاه دیروز ششمین روز تحصن اعتراضی خود را پشت سر گذاشتند تا نشان دهند که دانشجو در برابر ضایع کردن حقش و تجاوز به حریمش هرگز ساکت نخواهد نشست. این تحصن در پی اعمال غیرمسئولانه مسئولین دانشگاه در طول سال گذشته برگزارشده است و با اعتصاب غذای بیش از ۲۰ نفر از دانشجویان همراه است که تعدادی از این دانشجویان در طول مقاومت قهرمانانه خود در اثر ضعف جسمانی راهی بیمارستان شده‌اند.

هتک حرمت دانشجویان دختر دانشگاه توسط کادر اداری و نیروهای حراستی، اعمال تفکیک‌های جنسیتی توهین آمیز، صدور احکام سنگین کمیته انضباطی برای دانشجویان، تبعیض بین تشکل‌های دانشجویی از طرف مسئولین دانشگاه و… از جمله دلایل برگزاری این تحصن ادامه‌دار است.

نزدیک به ۲۰۰ دانشجوی متحصن که حتا شب‌ها هم دانشگاه را ترک نمی‌کنند، اعلام کرده‌اند تا تحقق تمامی خواسته‌هایشان از جمله برکناری و عذرخواهی برخی از مسئولین دانشگاه به تحصن و اعتصاب غذای خود ادامه خواهند داد.

ما جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های آزاد و سراسری تبریز، ضمن اعلام اعتراض شدید نسبت به وضعیت دانشگاه‌های کشور که هر روز و هر ماه و هر سال که می‌گذرد وضعیتی اسفناک‌تر از پیش می‌یابد، همبستگی خود را با دانشجویان متحصن دانشگاه صنعتی سهند تبریز اعلام می‌داریم و خواستار تحقق تمامی مطالبات دانشجویان متحصن هستیم و نیز نسبت به وضعیت جسمانی دانشجویان اعتصاب غذا کننده نگرانی شدید خود را ابراز نموده و به مسئولین دانشگاه صنعتی سهند در مورد بی‌تفاوتی‌ها و عواقب ناشی از آن هشدار می‌دهیم؛ اگر حادثه ناگواری برای هریک از دانشجویان پیش آید ما مستقیماً وزارت علوم را مسئول آن می‌دانیم.

و اما شما، دانش‌جویان متحصن دانشگاه صنعتی سهند تبریز:

بدانید که ما، فعالین دانشجویی دانشگاه آزاد تبریز، تا رسیدن به مطالبات برحقتان همراه و همگام با شما ایستاده و لحظه لحظه مقاومت شما را امیدوارانه نظاره‌گریم و ایمان داشته باشید که:

پیروزی با شماست…

کانون وحدت دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز

+ نوشته شده توسط سوشیانس در چهارشنبه 11 اردیبهشت1387 و ساعت |

اعتراض به احکام دانشجویان پلی تکنیک

 در دانشگاه آزاد تهران مرکز

 

وبلاگ صدای دانشجو: دیروز چهارشنبه ۲۸/۱/۸۷ در دانشکده فني دانشگاه تهران مرکز ميزگرد  نقد اقتصاد جامع برگزار شد که به صحنه اعتراض دانشجويان اين دانشگاه به احکام سنگين دانشجويان پلي تکنيک شد.

در اين ميزگرد که مجيد انصاري و منوچهر خوش چهره حضور داشتند به نقد سياست هاي غلط اقتصادي دولت نهم پرداختند که در هنگام پرسش و پاسخ يکي از دانشجويان سخن خود را اینگونه آغاز کرد:

سخن را با ياد سه آذر اهوراي احمد قصبان مجيد توکلي و احسان منصوري آغاز مي کنم دانشجوياني که با وجود تبرئه هنوز در زندان هستند. به اميد روزي که هيچ دانشجويي براي بيان عقيده در زندان نباشد.

که با استقبال حضار واقع شد و در اين هنگام دو تن از دانشجويان عکس دانشجويان را بالا بردند که به شدت مورد تشويق قرار گرفتند.

در این بین حراست دانشگاه قصد دخالت و برخورد با دانشجویان را داشت که با حمایت همه جانبه از سوی جمع دانشجویان حاضر موفق به این عمل نشدند.

+ نوشته شده توسط سوشیانس در پنجشنبه 29 فروردین1387 و ساعت |
با سلام خدمت دوستان و یاران گرامی

به آگاهی میرسانیم آدرس ایمیل ما تغییر یافته است.
با سپاس از نظرات و یاری شما دوستان گرامی.

به امید ایرانی آباد و آزاد
پاینده و پیروز باشید.

+ نوشته شده توسط دانشجوي مبارز در چهارشنبه 21 فروردین1387 و ساعت |

هدیه دانشجویی، هزار ماهی سیاه در شهر سیاه

 

خبرنامه امیرکبیر: دانشجویان روز چهارشنبه ۲۹م اسفند در ضلع شمالی پارک لاله، هزار ماهی سیاه کوچولو به شهروندان تهرانی هدیه کردند.

روز گذشته و در یک اقدام خودجوش، توسط جمعی از دانشجویان، در یک اجرای خیابانی در قالب هنر اعتراضی، پخش ماهی های سیاه، نظر رهگذران را به خود جلب کرد و هر کدام متناسب با برداشت های خود، از این حرکت استقبال کردند.

بنا بر این گزارش، هدیه ماهی های سیاه کوچولو، به همراه برگه ها، در سطح شهر، آشنایی زدایی از شهروندان تهرانی داشت، که شعر موجود درتراکت ها این واکنش را نمایان تر ساخت. شعری از محمد رضا شفیعی کدکنی:

هیچ می دانی چرا چون موج

در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟

زان که بر این پرده تاریک

این خاموشی نزدیک

آنچه می خواهم نمی بینم

آنچه می بینم نمی خواهم

+ نوشته شده توسط سوشیانس در دوشنبه 5 فروردین1387 و ساعت |

سرکوب هواداران فرمانده دوران جنگ در گرگان

 ‏ طرفداران "رضا جلالي" يکي از کانديداهاي رد صلاحيت شده هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي در ‏حوزه انتخابيه گرگان و آق قلا عصر روز شنبه مورد ضرب وشتم نيروهاي امنيتي و پليس ضد شورش گرگان ‏قرار گرفتند.‏ جلالي سردار سابق سپاه و از نيروهاي اطلاعات عمليات دوران جنگ است که در شمار جانبازان 90 درصدي ‏اين جنگ محسوب مي شود. وي مشاور و دبير شوراي عالي راهبردي وزارت رفاه در دوران پرويز کاظمي ‏وزير سابق رفاه بود که به دنبال درگيري با مصري از اين سمت ها استعفا داد و از آن زمان تا کنون افشاگريهايي ‏را عليه مردان دولت نهم انجام داده است. ‏ به گزارش خبرنگار روز، معترضان به رد صلاحيت جلالي در پي دعوت عمومي اين کانديدا از مردم در جهت ‏گرفتن دلايل و مستندات کافي براي رد صلاحيتش در مقابل فرمانداري گرگان جمع شدند. اين تجمع ساعت 15 ‏عصر شنبه در مقابل درب ساختمان فرمانداري گرگان برگزار شد که در آن، نيروهاي امنيتي زيادي از ساعتها ‏قبل در محل حاضر بودند و پليس ضد شورش نيز در ساختمان فرمانداري مستقر شده بود. اين در حالي بود که بنا ‏بر برخي اطلاعات غيررسمي، دادستان عمومي و انقلاب گرگان (عباس پورياني) دستور بازداشت تجمع کنندگان ‏را صادر کرده بود.‏ پس از حضور جلالي در جمع تجمع کنندگان، وي در سخنان خود گفت: من واقعا براي افراد کوتوله و مغز ‏گنجشکي متاسفم که در چنين شرايطي که کشور در بحران شديد قرار گرفته و ناوهاي امريکائي در خليج فارس ‏تردد مي کنند و طرح خاور ميانه بزرگ توسط آمريکا در منطقه در حال اجرا است، افراد و مردم استان، ‏بخصوص شهرستان گرگان را به 72 فرقه تقسيم کرده اند و سعي دارند بين آنان تفرقه ايجاد نمايند. اين افراد نه ‏بوئي از سياست برده اند و نه مي توانند تحليل سياسي و راهبردهاي مناسبي براي اداره کشور ارائه دهند.‏ وي تصريح کرد: مردم گرگان و گلستان بخصوص روستاي قرن آباد و شاهکوه مي دانند شخصي که امروز بر ‏مسند فرمانداري گرگان تکيه زده است (سرهنگ پاسدار جعفر گرزين) حتي به اندازه انگشستان يک دست هم در ‏روستاي خود محبوبيت و راي ندارد.‏ جلالي يادآور شد: ما از هيچ تهديدي نمي ترسيم و وقت آن رسيده که کساني را که به نام اسلام جيره خوار ديگران ‏هستند بر جايشان بنشانيم و بايد حق خودمان را از فرمانداري که دست نشانده شخص ديگري بدتر از خودش است ‏بگيريم.‏ اين کانديداي رد صلاحيت شده گفت: اين چه رسمي است که امروز فرزندان و ياران امام را از سر راه مي خواهيد ‏برداريد و براي افرادي که مدتهاي متمادي در جبهه بودند، پرونده سازي مي کنيد و از لباس مقدس و سبز سپاه و ‏حرمت شهيدان سوء استفاده کرده ايد.‏ وي ادامه داد: گرزين، غاصبي که امروز بر مسند فرمانداري نشسته، حتي حاضر نبود در دوران جنگ تحميلي تا ‏دروازه هاي غربي و خروجي شهر بيايد و با سربازان و پاسداران عکس يادگاري بگيرد چه برسد که در جبهه ‏حضور داشته باشد. مردم بدانند مدرک تحصيلي اين فرماندار کاملا قلابي است و محمد عباسي وزير فعلي تعاون ‏آن ر ا درست کرده تا پس از انتقال گرزين به سپاه گرگان در دوره هفتم مجلس شوراي اسلامي براي عباسي راي ‏جمع کند و اين امر ميسر شد.‏ جلالي ادامه داد: گرزيني که امروز بر مسند فرمانداري تکيه کرده است مزد زحماتي را مي گيرد که براي عباسي ‏خائن و جنايتکار کشيد تا وي به مجلس و سپس به کابينه دولت راه يابد.‏ اين جانباز 90 درصدی سپاه گفت: اگر عشق به شهدا نبود، انتخابات را تحريم مي کرديم. هياتهاي اجرائي، نظارت ‏و شوراي نگهبان نيز افرادي سپاهي و نظامي هستند که امام خميني (ره) بارها در وصيت نامه خود حضور آنان ‏در انتخابات و مسائل سياسي کشور را منع اعلام کرده است و اگر آنان به سخنان امام گوش فرا دهند، هيچگاه ‏چنين اتفاقاتي نخواهد افتاد.‏ جلالي گفت: کسي که دستور داد در پرونده من عدم التزام به ولايت فقيه ثبت شود هم روستائي و همبازي من است ‏که امروز بر مسند فرمانداري تکيه کرده و امروز دارد عقده هاي دوران کودکي را خالي مي کند.‏ وي از مامورين اطلاعاتي و امنيتي خواست که: "به عنوان سربازان واقعي امام زمان (عج) گول حرفهاي ‏فريبکاران را نخورند."‏ در حين سخنان جلالي، معاون دادستان گرگان از وي خواست به سخنانش خاتمه دهد و جلالي پاسخ داد: بس است ‏هر چه که شما خوش خدمتي کرديد. ‏ پس از وساطت چندين نفر از بزرگان انتظامي و امنيتي شهر در جهت پايان دادن به تحصن و سخنان جلالي، به ‏دستور معاون دادستان نيروهاي ضد شورش وارد عمل شدندو افراد حاضر در مقابل فرمانداري را تهديد به ‏برخورد کردند. متعاقبا، از آنجا که معترضان به شعارهاي خود ادامه دادند ، دستور حمله داده شد و نيروهاي ضد ‏شورش به سمت مردم حمله کردند و مردم نيز با آجر و سنگ به سوي آنان حمله نمودند. در اين درگيري تعدادي ‏زخمي و تعدادي نيز دستگير شدند.‏ همچنين مامورين امنيتي 2 عدد دوربين خبرنگاران عکاس را ضبط کردند و پس از در آوردن کارت حافظه، آنها ‏را دوباره باز گرداندند و در همين حال گوشي موبایل برخي از حاضران راکه در حال فيلمبرداري بودند جمع ‏آوري کردند. ‏ اين درگيريها بیش از دو ساعت به طول انجاميد و پس از آن، نيروهاي ضد شورش در پاسگاهها و کلانتري هاي ‏سطح شهر در حالت آماده باش باقي ماندند

 

+ نوشته شده توسط دانشجوي مبارز در دوشنبه 20 اسفند1386 و ساعت |

(((وجود نحیف دکتر مصدق از کوه البرز استوار تر و از نفت آبادان سوزان تر است)))
این عبارت مجله تایم شاید بهترین تعبیری است که میشود درباره مصدق به کار برد.

 

در دولت جبهه ملی مصدق بود كه برای نخستین بار در منطقه خاور ميانه بیمه اجتماعی برای کارگران برقرار شد !!!!!!!!!!!


                                              

مصدق در مجلس خطاب به رزم‌آرا جمله‌ای دارد كه گويی برآيند تمامی خواسته‌ها و آمال مشروطه‌خواهان راستين بود كه صد سال است در فضای سياسی ايران از مشروطيت تا امروز پژواك دارد.
او گفت "اگر از راه آزادی و دموكراسی نتوانيم كاری كنيم از طريق اختناق، زور و قلدری برای مردم نمی‌توانيم كاری انجام دهيم».
رزم‌آرا در جوابی عوام‌فريبانه می‌گويد "اين حرف‌ها كه شما می‌گوييد برای شب مردم شام نمی‌شود"،


مصدق پاسخ می‌دهد:

 

 "برای همه‌ی عصرها و نسل‌ها كه حكومت زور و قلدری ممكن است يك شب يا حتی چند سال به مردم نان بدهد ولی تا خود مردم نتوانند در امور اجتماعی دخالت كنند هيچ گاه صاحب نان نمی‌شوند و بايد هميشه سر بی‌شام زمين بگذارند".

- قانون را برای مملکت میخواهیم، اگر قانون خلاف مصلحت مردم باشد، آنرا زیرپا میگذاریم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
در کشورهای دموکراسی و مشروطه هیچ قانونی بالاتر از اراده ملت نیست. در حكومت مشروطه تنها يك قدرت اصيل و لايزال موجود است وآن نيروي ملت است .

- قانون اساسی را باید نمایندگان حقیقی ملت تغیر دهند . این مجلس قلابی است ملت زیر بار این مجلس نخواهند رفت بر فرض اینکه شما بگویید مجلس موسسان این قانون را تغیر داده قانونی که مخالف میل مردم باشد قانون نیست !

 

 

قانون اساسي براي ملت است، نه ملت براي قانون اساسي
 قانون ها ، مجلسها ، دولتها همه براي خاطر مردم بوجود آمده اند نه مردم براي خاطر آنها
 مردم به آزادي راي داده اند نه به حفظ و حراست از قوانيني كه حقوق مسلم مردم را

تامين نميكند .
اگر زندگي توام با آزادي و استقلال نباشد، به قدر پشيزي ارزش نخواهد داشت .
 كسي كه ٥٠ سال در راه آزادي مبارزه كرده و زندان و تبعيد ساليان دراز را در اين راه متحمل شده ،هيچ لذتي را نميتواند با حفظ آزادي عقيده وبيان برابر كند

 

 

روحش شاد یادش یادش گرامی باد.

+ نوشته شده توسط دانشجوي مبارز در سه شنبه 14 اسفند1386 و ساعت |

 

 

حسن روحاني، دبير سابق شوراي عالي امنيت ملي، روز سه شنبه در مراسم ترحيم آيت الله حمد توسلي رئيس دفتر ‏آيت الله خميني سخنان عجيبي را در مورد نوع نگاه برخي مسوولان ايراني به مقوله "آخرالزمان" بيان کرده است. ‏در سخنان وي، در کنار تکرار برخي اخبار پيشتر منتشر شده، اشارات جديدي هم به رفتارهاي نامتعارف رييس ‏جمهور وجود دارد:‏ ‏"اين چه بازي‎ ‎است كه ما اينقدر مردم را عوام فرض كرده‌ايم؟ مي‌ترسم كه فردا مهر امام‎ ‎زمان را هم درست كنند ‏و به مردم نشان دهند. اگر لازم باشد همه جزييات را‎ ‎براي مردم خواهيم گفت. عده‌اي وقتي نماز مي‌خوانند. جلوي ‏خود يك جانماز‎ ‎خالي پهن مي‌كنند و مي‌گويند اين را براي امام زمان گذاشته‌اند يا در سر‎ ‎سفره يك بشقاب غذا براي ‏امام زمان مي‌كشند يا شنيده‌ام كه مي‌گويند فلان‎ ‎جلسه مهم را روز جمعه بيندازيد تا با حضور آقا تصميم بگيريم... ‏دو – سه سال‏‎ ‎پيش بازي راه افتاد كه در آن مي‌گفتند در تهران براي امام زمان تريبون‎ ‎درست كنيم. يا كسي ديگر ‏مي‌گفت كه امام زمان دو سال ديگر ظهور مي‌كند، و‎ ‎امروز چند سال از آن سخنان گذشته است و معلوم شد كه آن ‏فرد دروغ مي‌گفت." (ايسنا –‏‎ ‎‏30 بهمن 85) سخن روحاني در مورد فردي که گفته است امام زمان تا دو سال ديگر ظهور مي کند، به وضوح اشاره به رييس ‏جمهور دارد که دو سال و اندي پيش، در ديدار با وزير امور خارجه يک کشور غيرمتعهد، در پاسخ به‎ ‎اين هشدار ‏وي که "کشورتان بوي بحران مي دهد" آورده بود: "اينها مقدمه ظهورامام مهدي است که‎ ‎تا دو سال ديگر ظهور ‏مي کند


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دانشجوي مبارز در سه شنبه 7 اسفند1386 و ساعت |

خبرنامه فعالین مازندران:

پخش شب نامه در دانشگاه منابع طبیعی

 

جمعه شب شبنامه ای به شرخ زیر در خوابگاه دانشگاه منابع طبیعی گرگان پخش گردید

 

یکی بود یکی نبود

 

قصه ما اینبار قصه خودماست. نه قصه دیو و پری نه قصه روح و شبح. قصه دردها، رنج های خودمونه. قصه سختی ها و تلاشها، قصه شکست ها و سرخوردگی ها. قصه نفتی که باید پولش تو جیب ما می رفت. قصه تحصیلی که حق رایگان هر کسی بود. قصه ظالمی که باید جاش تو کتابا بود. قصه آزادی که مثل هوا سهم همه ما بود.

قصه خَر زدن، شب زنده داری، شب خواب دانشگاه تهران دیدن، پول یامفت تو جیب قلم چی ریختن، بزرگ شدن و ریش و پشم در آوردن، فکر کردن به فکر نکردن، آق مهندس و خانم دکتر شدن و... و سر آخر از باتلاق قصه های دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان سر در آوردن.

قصه زندگی که می خواستیم و نداریم، قصه خواسته هایی که یه روزی حقمون بود و الان آرزو.

ما نه می خواستیم بکشیم نه کشته بشیم. نه بسوزیم و نه سوخته بشیم. ما نمی خوایم با فرو رفتن سرمون توی کوهی از ورقهای موهوم، بذاریم تا هر کی هرچی رو میخواد ببره. قصه ما قصه کسایی که هم هست که مثل ما دانشجو بودن و با این مشکلا کنار نیومدن و تو هر مناسبت و هر جایی که می تونستن این مشکلات رو فریاد زدن، 16 آذر، 18 تیر و... تهران، اصفهان، علامه شیراز، امیرکبیر، مازندران و...

و آدرس وبلاگها:

www.azady-barabary.net

www.ma-na-man.blogfa.com

www.13azar.b-na-man.blogfa.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سوشیانس در دوشنبه 17 دی1386 و ساعت |

بیانیه جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد گرگان به مناسبت 16 آذر

 

 

آذر امسال در حالی به نیمه میرسد که اوین مفتخر به حضور بهترینهای جنبش دانشجویی در بطن خود است .و دانشگاه رو سیاه از مواجهه با خشم دانشجویان آزادی خواهی است که یک صدا رهایی هم درسانشان را طلب میکنند.آذر به نیمه رسیده است و سه اهورای امیر کبیر همچنان در بندند.

آن سه به بند کشیده شدند تا با مقاومت شان در برابر شکنجه های ناجوانمردانه ی دشمنان قسم خورده آزادی ، پیغامی باشند برای 3 یار دبستانی به خون غلتیده در 16 آذر 1332 ؛ که تجدید پیمانی کنند با آرمانهای آن 3 آذرخش همیشه جاویدان.

چه شباهت عمیقی است بین این دوستان در بند و سه آذر اهورایی و چه شباهت عمیقی است بین این روزهای سرد و آن روزهای سرد.

حضور سه اهورایی امروز در پشت میله های تاریک خانه ی اوین در 16 آذر 1386 ؛ یادآور ادامه حیات ننگین استبداد در این ملک طوفان زده است.

و امروز در حالی که بیش از نیم قرن از پاشیده شدن خون آن سه یار دبستانی (احمد قندچی مصطفی بزرگ نیا مهدی شریعت رضوی ) بر چهره دانشگاه میگذرد؛ چرخه عناد خود کامگان با جنبش های آزادی خواهانه اعم از دانشجویان و زنان و معلمان و کارگران به دور تند خود رسیده است.

چرخ انحصار طلبی میچرخد و در هر چرخشش جوانه ای از قامت نحیف جامعه مدنی را می خشکاند. هنوز داغ مرگ غریبانه « اکبر محمدی » در زندان بر قلب جنبش دانشجویی ایران سنگینی می کند.

روز دانشجو را در حالی گرامی می داریم که تنی چند از یارانمان به جرم پویایی و رهایی خواهی ؛ سه ستاره شدند و پشت دیواهای دانشگاه جا ماندند تا امروز چشم حسرت بدوزند به گرامیداشت روزی که پیش از این متعلق به آنها بود.

روز دانشجو را درفضایی گرامی میداریم که سایه سنگین کمیته های انضباطی ؛ بسیج دانشجویی ؛ نهاد رهبری ؛ و نیروهای امنیتی بر اجتماعات دانشجویی سنگینی میکند.

امروز روئسای خود فروخته و دست نشانده دانشگاه ه برای خوشامد مقامات امنیتی ؛ فعالین دانشجویی را قربانی میکنند ، و با ممانعت از فعالیت قانونمند نشریات و تشکلهای مستقل و منتقد دانشجویی سعی بر بستن فضای سیاسی و فرهنگی دانشگاه و به انفعال کشاندن نیروهای دانشجویی دارند.

و امسال در سومین 16 آذر دوران حاکمیت دولت نهم ؛ شاهد لغو مجوز و یا به آشوب کشیده شدن مراسم یادبود 16 آذر در بسیاری از دانشگاههای کشور و بازداشت ده هاتن از فعالین دانشجویی بوده ایم.

ما هم گام و هم صدا با سایر دانشگاههای کشور ضمن گرامیداشت خاطره شهدای 16 آذر خواستار آزادی بی قید و شرط تمام دانشجویان زندانی هستیم و اعلام میکنیم که تا زمانی که حتی یک دانشجوی معترض در بند باشد، و تاوقتی که نهادهای امنیتی آشکار و پنهان در فضاهای دانشگاهی اعمال نفوذ می کنند و سیل احکام انضباطی به سوی دانشجویان آگاه و منتقد روان است و تا وقتی که اساتید و دانشجویان منتقد از حق تدریس و تحصیل محروم می شوند، دست از مبارزه بر نمی داریم.

 

یار دبستانی گر بدین سان زیست پاک

من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود یادگاری جاودانه تر از بقای خاک.

 

دانشجویان منتقد و مستقل دانشگاه آزاد گرگان

+ نوشته شده توسط دانشجوي مبارز در دوشنبه 19 آذر1386 و ساعت |

 

حماقت در اجراي قوانين احمقانه

 

متأسفانه شنبه گذشته (19/8/86) يكي از دانشجويان دختر دانشگاه دچار تشنج شد. و با توجه به در محروميت بودن منطقه چند ده هكتاري دانشگاه آزاد(البته با نديده گرفتن ساختمان هاي مجهز و متعدد كه به لطف جيب دانشجويان تعدادشان روز به روز رو به افزايش است!) و نبود امكانات، طبيعي بود كه هيچ نيروي متخصصي نباشد كه به داد اين دانشجو برسد و هيچ ماشيني يافت نشود كه وي را به مراكز درماني برساند .

                                                  01

   اين در حالي است كه قريب به يكسال از حادثه اي مشابه اين ماجرا مي گذرد. در موردي مشابه كه يكسال پيش اتفاق افتاد نيز يكي از دانشجويان دختر دچار تشنج شد و آنروز در كمال تعجب شاهد صحنه اي باور نكردني بوديم: نيروهاي حراست دانشگاه مانع امدادرساني به اين دانشجو شدند فقط به اين دليل كه امدادگر پسر بود و نا محرم!!!!....

   حماقتي كه خون دانشجويان شاهد ماجرا را به جوش آورد و مي توانست به قيمت جان دانشجوي بد حال منجر شود.

   نكته قابل توجه وعده هاي دكتر محسني (رياست دانشگاه) در جلسه پرسش و پاسخي كه بعد از اين حادثه برگزار شد بود . وي در پاسخ به دانشجويان معترض وعده داد ترتيبي بدهد و تمهيداتي بينديشد تا ديگر چنين     مشكلي در- دانشگاهي با 7000 دانشجو كه حداقل 50-60 نفرشان دوره هاي تخصصي امداد ديدند- پيش نيايد. و سپس مثل هميشه تأكيد كرد كه :‌ من همواره به خواسته هاي به حق دانشجويان اهميت مي دهم به شرطي كه آنها را با من مطرح كنيد...!!

                                                       02

  تابلوهاي «خروج برادران – خروج خواهران» هم در محافظت و مراقبت كامل حراست نصب شد.

  مثل اينكه فقط خواسته هاي تعدادي از دانشجويان ِ .... به حق است!!!...

+ نوشته شده توسط سوشیانس در سه شنبه 22 آبان1386 و ساعت |

 

 

مهر ننگين

در بيست و پنجمين روز از شرمسارترين مهر تقويم دانشگاهي اين ديار؛ بار ديگر نوازش مهر ورزانه دولت مستبد نهم بر رخسار سيلي خورده ي جامعه دانشگاهي نشست و در اقدامي وقيحانه سه تن از يارانمان به خطاي ناكرده راهي حبس هاي طولاني مدت شدند.

مهر امسال در حالي آغاز شد كه دلسوختگان و حق طلبان حوزه ي دانش و فرهنگ اخراج اساتيد دگرانديش و محروميت از تحصيل فعالين دانشجويي و اعمال تبعيض جنسي در پذيرش دانشجويان در كنكور سراسري امسال را غصه دار بودند...

و در ادامه كينه توزي نظام منتقد ستيز جمهوري اسلامي با جنبش دانشجويي ؛ سه تن از چهره هاي شاخص اين جنبش به اتهاماتي غير واقعي - كه هرگز به اثبات نرسيد – به بازداشتهاي طولاني مدت همراه با شكنجه و در نهايت احكام سنگين قضايي روبرو شدند.

مهر امسال شرمسار از جاي دادن تناقض ها و بي مهري هاي بي شمار در بطن خود است. ادعاي وجود آزادي در دانشگاه هاي ايران توسط رييس دولت مهرورز نهم در كلمبيا و بي اعتنايي وي نسبت به درخواست مكرر دانشجويان منتقد اين مرز و بوم مبني بر طرح سؤالاتشان و دعوت ايشان در حالي كه چند روزي بيشتر از دعوت علني ايشان از جرج بوش براي حضور در دانشگاههاي ايران از تريبون رسمي سازمان ملل نگذشته بود ؛ همه و همه دست به دست هم دادند تا آفتاب مهر در ايران به سردي گرايد و شيريني آغاز ماه مهربان به كام اهالي دانشگاه تلخ گردد.

   ما دانشجويان دانشگاه آزاد گرگان ضمن محكوم كردن صدور احكام زندان براي مجيد توكلي ؛ احمد قصابان و احسان منصوري حمايت همه جانبه خود را از اين سه يار دبستاني اعلام ميداريم.

به اميد روزي كه حريم دانشگاه از تجاوز نيروهاي انتظامي و امنيتي و قضايي و برخوردهاي مستبدانه و مهرورزانه! در امان باشد.