تبليغاتX
جنبش دانشجويي دانشگاه آزاد گرگان

 

 تحصن دانشجویان دانشگاه گلستان در اعتراض به

 مرگ مشکوک دانشجوی دختر این دانشگاه

دیروز بعد از ظهر در جریان برگزاری جشن آغاز چهارمین دهه انقلاب اسلامی در سالن شهید مطهری دانشگاه منابع طبیع و علوم کشاورزی گرگان خبر فوت یکی از دانشجویان دانشگاه گلستان در خوابگاه حضرت زینب این جشن را به عزا و صحنه درگیری و اعتراض دانشجویان به مسئولین دانشگاه کرد.

دانشجویان در این تحصن که تا این ساعت (سه شنبه 13/12/87 ) ادامه دارد خواستار حضور دکتر رحمانی رئیس دانشگاه منابع طبیعی گرگان و ادای توضیحات از سوی ایشان شدند، اما ایشان از این امر سر باز زدند و آقای رنجبر رئیس دانشگاه گلستان با پیراهن مشکی به میان دانشجویان آمدند و آنها را به آرامش دعوت کرد که دانشجویان با هو کردن وی همچنان خواستار حضور دکتر رحمانی بودند و به تحصن خود ادامه دادند.

دانشجویان با حمل پلاکاردهایی مبنی بر اینکه تحصن آنها به هیچ وجه سیاسی نیست و ما خواستار ایجاد امکانات درمانی در دانشگاهها هستیم اجازه سوء استفاده و بهانه جویی را از دیگران گرفته اند.

حضور نیروهای امنیتی و یگان ویژه نیروی انتظامی مقابل ساختمان مرکزی دانشگاه منابع طبیعی واقع در خیابان بهشتی بسیار پر رنگ بوده و به هیچ یک از دانشجویان که دارای کارت دانشجویی نبودند اجازه ورود به دانشگاه داده نمی شد.

در حالی که در نیمه شب گذشته مسئولین جهت انتقال دانشجویان به خوابگاههای خود  سرویس های زیادی را حاضر کرده بودند ولی دانشجویان به تحصن خود ادامه دادند و شب را در نمازخانه سپری کردند.

این تحصن با پیوستن گروههای دیگر دانشجویی به متحصنین در ساعت 7 صبح امروز همچنان ادامه دارد .

اما ماجرا از کجا آغاز شد؟؟

 ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دانشجوي مبارز در سه شنبه 13 اسفند1387 و ساعت |

برخورد وحشیانه حراست دانشکده صداوسیمای تهران با یکی از دانشجویان دختر محجبه!

 

روز ۴شنبه ۳۰بهمن ماه بار دیگر شاهد نقض آشکار حقوق بشر و ایجاد خفقان در دانشگاه ها بودیم.

مینا دانشجوی محجوب و البته مظلوم و بی دفاعی است که مثل هزارها مینای دیگر قربانی بی عدالتی و ظلم شد.

داستان از آنجا شروع شد که مینا بعدازظهر  4شنبه با لباسهایی که محض احتیاط هیچ بهانه ای دست مزدوران جمهوری اسلامی ندهد(مانتوی بلند-شلوار گشاد و مغنعه ای که تا روی پیشانی امده بود!) قصد ورود به دانشکده را داشت که با برخورد زننده یگان ویژه! مواجه شد. و کاملا بیرحمانه و وحشیانه ، و در حالیکه انواع و اقسام ناسزاها را بر زبان میراندند، وی را بیرون انداختند.

این اولین باری نیست که با دانشجویان چنین برخوردی می شود

 

شرح کامل ماجرا:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سوشیانس در پنجشنبه 1 اسفند1387 و ساعت |
سراپا اگر زرد و پژمرده‌ايم‌، ‌ولی دل به پاييز نسپرده‌ايم‌
چو گلدان خالی لب پنجره‌، پر از خاطرات ترک خورده‌ايم‌

در حالی که فشارها از هر سو بر نهادهای مدنی در حال فزونی است، مانند هميشه در چندين سال اخير، اين تشکل های منتقد دانشجويی هستند که آماج تير بلا قرار گرفته اند. در روند برخورد با انجمن های اسلامی، مسئولين انتصابی دانشگاه علوم پزشکی شيراز با زير پا گذاشتن کليه اصول مصرح قانونی و اخلاقی انجمن اسلامی دانشکده پزشکی را يک شبه به تعدادی انگشت شمار که همراه با مديريت دانشگاه و دولت بودند، سپردند.
همچنين مسئولين دانشگاه تربيت معلم تبريز نيز در اقدامی خلاف قانون با حمله به دفتر انجمن اسلامی اين دانشگاه اقدام به ضبط اموال اين انجمن نموده اند. انجمن اسلامی خواجه نصير نيز در شرايط فعلی تحت فشارهای فراوان و مشابهی قرار دارد. همچنين سير برخورد در ديگر دانشگاه ها نيز در اين مدت شدت يافته است.
تنها در يک ماه گذشته و هم زمان با شروع تعطيلی دانشگاه ها نزديک به ۱۵۰ نفر از دانشجويان به کميته های انضباطی احضار شده اند، مجموعا ۴۰ ترم محروميت از تحصيل برای دانشجويان صادر شده است، ۱۱ نشريه دانشجويی توقيف شده اند، در مجموع ۷ سال حبس برای فعالين دانشجويی توسط محاکم قضايی صادر شده و ۴ نفر از اساتيد دانشگاه ها به صورت اجباری بازنشسته شده اند. در نهايت نيز شاهد صدور حکم حبس تعزيزی به صورت غيابی برای علی نيکونسبتی، عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت، به علت اعتراض به تعرض برخی از مسئولان به دختران دانشجو و ستاره دار شدن دانشجويان هستيم.

در همين راستا از ابتدای سال تحصيلی جاری و پس از نااميدی اصحاب قدرت از خاموش کردن شعله پرفروغ جنبش دانشجويی از طريق برخوردهای قهری و بازداشت های سريالی، اين بار شيوه ای جديد از برخود با دانشجويان، با همکاری رسانه های همسو با دولت آغاز شد و اقتدارگرايان اين بار شيوه جنگ مجازی و رسانه ای را برگزيدند
. با توجه به محدوديت گسترده رسانه های مستقل در داخل ايران پيش بينی آن ها اين بود اين جنگ رسانه ای به ضرر دانشجويان تمام خواهد شد. در همين زمينه ديگر نهادهای دولت هم به ياری اين بازی شتافته و با تعطيلی روزنامه کارگزاران و فشار روزافزون بر اندک رسانه های مستقل باقی مانده به صورت جدی مانع از اين شدند که صدای حق خواهی دانشجويان به گوش مردم برسد. تا اصحاب قدرت با سوء استفاده از بی پناهی رسانه ای به وجود آمده، بغض ها و کينه های انباشته شده و فروخفته خود از دانشجويان در طول سه سال و نيم گذشته را با خيالی آسوده بر سر آن ها خالی کنند.
همان گونه که در حکم صادره برای مسئول روابط عمومی دفتر تحکيم وحدت آمده است، به نظر می رسد مواضع روشنگرانه اتحاديه انجمن های اسلامی در خصوص دانشجويان ستاره دار، اعمال منافی عفت برخی از مسئولين انتصابی در دانشگاه ها و... دليلی بر فشارهای وارده بر اين اتحاديه است.

فشارها بر جنبش دانشجويی در ماه های گذشته به اوج خود در چند سال اخير رسيده است. دولت حقوق مسلم دانشجويان، از جمله حق تحصيل، حق داشتن تشکل های مستقل، حق فعاليت آزاد و منتقدانه در دانشگاه و... را به گروگان گرفته است تا دانشجويان را به انقياد، تبعيت محض و حتی مجيزگويی دولت وادارد. انجمن های اسلامی دانشجويان امروز در کليه دانشگاه ها تحت فشارند که يا به آرمان های بلند و ياران شجاع خود پشت کنند و با حسودان تنگ نظر و عنودان بدگهر در به دار آويختن حلاج حقگوی جنبش دانشجويی همراهی کنند يا اين که تشکل آزاديخواه خود را به خوان يغمای دولت بسپارند. اما کيست که نداند پس از جدا شدن هر رود از دريای بی کران جنبش دانشجويی به راحتی می توان مقابل آن سدی به بلندای جاهليت، سرکوبگری و بی اخلاقی بنا کرد و از پيش رفتن اين چشمه های زلال جلوگيری کرد.

انجمن های اسلامی دانشجويان امضاکننده اين نامه ضمن اعتراض شديد به روند در پيش گرفته شده توسط وزارت علوم و وزارت بهداشت در فشار بر مديران دانشگاه ها برای محدوديت هر چه بيشتر تشکل های دانشجويی، پشت کردن به کليت جنبش دانشجويی ايران را خيالی باطل و زاييده توهم اقتدارگرايان می دانند.

ما به هيچ عنوان دفتر تحکيم وحدت ساخته و پرداخته دست دولت را نمی پذيريم و همچنان اتحاديه اصيل، آزاديخواه و مستقل انجمن های اسلامی دانشجويان دانشگاه های سراسر کشور (دفتر تحکيم وحدت) را به رسميت می شناسيم، حتی اگر اين انجمن ها و اين اتحاديه از سوی دولت به رسميت شناخته نشوند. به وزارت علوم و وزارت بهداشت نيز توصيه می کنيم به جای آن که از يک طيف جعلی و ساخته دست خود حمايت کنند، بهتر است اين حق را برای انجمن های اسلامی قايل شوند که آن ها خود اتحاديه متبوعشان را تعيين کنند، همان گونه که در سال ۱۳۸۱ با نظرسنجی که انجام شد انجمن ها حمايت قاطع خود را از طيف واقعی دفتر تحکيم وحدت اعلام کردند.

در پايان از وزارت علوم و وزارت بهداشت درخواست می کنيم طبق قوانين دانشگاهی و آيين نامه تشکل های دانشجويی به شکايت دفتر تحکيم وحدت رسيدگی کنند. همچنين از مراجع قضايی می خواهيم به شکايت اين اتحاديه نسبت به تخلف هيئت نظارت وزارتين در صدور اطلاعيه ای بر خلاف آيين نامه تشکل های دانشجويی در اسرع وقت رسيدگی نمايند.

‌اگر داغ دل بود ما ديده‌ايم‌، ‌اگر خون دل بود ما خورده‌ايم‌
اگر دل دليل است آورده‌ايم‌، اگر داغ شرط است ما برده‌ايم‌
اگر دشنه دشمنان گردنيم، ‌اگر خنجر دوستان گُرده‌ايم
‌گواهی بخواهيد اينک گواه‌: ‌همين زخمهايی که نشمرده‌ايم‌

۱- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه اميرکبير
۲- انجمن اسلامی دانشجويان دموکراسی خواه دانشگاه تهران
۳- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی
۴- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه خواجه نصير
۵- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تربيت معلم تهران
۶- انجمن اسلامی دانشجويان دانشکده علوم اقتصادی
۷- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه آزاد-واحد کرج
۸- کانون دانشجويان مسلمان دانشگاه آزاد-تهران مرکز
۹- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه شيراز
۱۰- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علوم پزشکی شيراز
۱۱- انجمن اسلامی دانشجويان دانشکده فنی باهنر شيراز
۱۲- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه شاهرود
۱۳- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تربيت معلم سبزوار
۱۴- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علوم پزشکی گيلان
۱۵- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه سهند تبريز
۱۶- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تبريز
۱۷- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه اروميه
۱۸- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه زنجان
۱۹- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد
۲۰- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علوم پزشکی کاشان
۲۱- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان
۲۲- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علوم پزشکی زاهدان
۲۳- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه بوعلی همدان
۲۴- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه نوشيروانی بابل
۲۵- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه مازندران
۲۶- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
۲۷- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه اصفهان
۲۸- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه مهاجر اصفهان
۲۹- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه شهيدرجايی
۳۰- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه صنعتی شيراز
۳۱- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه سيستان و بلوچستان
۳۲- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه فردوسی مشهد
۳۳- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه باهنر کرمان
۳۴- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه ايلام
۳۵- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه
۳۶- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه رازی کرمانشاه
۳۷- انجمن اسلامی دانشجويان دانشکده مهندسی نفت شهيدتندگويان آبادان
۳۸- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه رامين اهواز
۳۹- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه شهيدچمران اهواز
۴۰- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه کردستان
۴۱- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه لرستان
۴۲- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه شهرکرد
۴۳- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه اراک
۴۴- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه بيرجند
۴۵- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه دامغان
۴۶- مجمع اسلامی دانشجويان دانشگاه سمنان
۴۷- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه صنعتی اصفهان
۴۸- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علوم پزشکی زنجان
۴۹- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه شريف
۵۰- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علوم پزشکی ساری
۵۱- انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تربيت معلم تبريز
+ نوشته شده توسط دانشجوي مبارز در یکشنبه 13 بهمن1387 و ساعت |

تجمع دانشجویان دانشگاه مازندران

 در اعتراض به مرگ شیوا و ثریا

 روز سه شنبه سوم دیماه با فراخوان انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران تجمعی اعتراض آمیز به بی کفایتی مدیران دانشگاه مازندران که منجر به مرگ دو دانشجوی دختر در یکی از خوابگاه های این دانشگاه شد برگزار گردید.

از صبح روز سه شنبه مدیریت دانشگاه با تعطیلی کلاسهای درس و اعلام فراخوان دفتر نهاد رهبری برای برگزاری مراسمی باشکوه در مسجد دانشگاه، سعی در بی رونق کردن تجمع اعتراضی دانشجویان و کتمان بی لیاقتی خودشان داشتند. همچنین صبح امروز بسیج دانشجویی دانشگاه مازندران با صدور بیانیه ای انجمن اسلامی را به «توهین به ارزش های والای بسیج و دشمنی با نظام» متهم کردند..

پس از این، رنجنامه پدر شیوا دلفانی که به طور تلفنی توسط یکی از بستگان آنها خوانده می شد به سمع دانشجویان رسید. پدر شیوا دلفانی در این رنجنامه با تشکر از دانشجویان برای پی گیری مرگ مظلومانه ی این دو دانشجو، خطاب به آنها گفت: «تصور کنید که پدری از دل روستایی دور افتاده در کلاردشت فرزندش را راهی بابلسر نموده تا در دانشگاه مازندران تحصیل کند، به این امید که اعتلای او را در آینده ببیند و ناگهان در اثر سهل انگاری و بی توجهی مسئولین دانشگاه، فرزندش را مظلومانه از دست بدهد.» وی با تشکر از ابراز همدردی تمام ملت ایران، بی توجهی مسئولین مربوطه را مورد انتقاد قرار داده و خواستار پاسخگویی و پیگیری استاندار، نمایندگان مجلس و وزیر کشور شد. او ابراز امیدواری کرد که به کمک دانشجویان داغدیده شاهد برخورد قاطع با مسببین این فاجعه باشیم.

پس از صحبت های پدر شیوا دلفانی که با ذکر خاطراتی از فرزندش همراه بود و دانشجویان را متاثر کرده بود، رنجنامه ی پدر ثریا رییسی توسط یکی از بستگان او قرائت شد. پدر رییسی با مخاطب قرار دادن مسئولین از آنها می پرسد مسئولین مرگ این دو جوان کجایند و چرا مسئولین در این باره سکوت کرده اند.

پدر رییسی در ادامه می گوید: «در حالیکه این خوابگاه ها توسط دانشگاه به خانواده دانشجویان معرفی می شود، ابتدایی ترین اصول و امکانات ایمنی در آن رعایت نمی شود و مسئولین در جواب با داستان سرایی از کنار آن می گذرند. مسئولین محترم شهامت پاسخگویی را داشته باشید و اگر ندارید، چرا مسئولیت قبول می کنید و با جان افراد بازی؟»

پس از رنجنامه های پر از رنج و درد پدران این دو دانشجو، دانشجویان معترض خواستار استعفای معاونت دانشجویی دانشگاه، علویان، شدند و رییس دانشگاه، علیزاده افروزی، را به پاسخ گویی فرا خواندند.

یکی از دانشجویان با بیان تناقضاتی که در سخنان حلیمی و علیزاده ی افروزی در مورد این حادثه وجود دارد بیان کرد:« چرا هیچ کدام از این مسئولین در جمع دانشجویان و فقط برای بیان تسلیت حاضر نمی شوند. چرا هیچ کدام از این مسئولین ذره ای انسانیت و شرم ندارند که به خاطر این فاجعه عذر خواهی کرده و از سمت خود استعفا دهند. چرا مرتب سعی در لاپوشانی این ماجرا دارند. چرا به جای پیگیری و یافتن مقصرین این فاجعه، تمام سعی شان معطوف این شده است که این خوابگاه زیر نظر ستاد اسکان دانشگاه بوده است یا نه. اگر فرزندان خودشان می بودند و این آقایان به جای پدران رنجدیده ی این دو دانشجو، آن هنگام چه می کردند؟»

پس از او دوستان شیوا و ثریا به بیان مطالبی درمورد این دو دانشجو پرداختند و دانشجویان برای  دو دانشجو  مرحوم یک دقیقه سکوت کردند.

پس از این رضا عرب دبیر انجمن اسلامی دانشگاه مازندران با ابراز تاسف از وقوع این فاجعه، از دانشجویان با غیرتی که در این مراسم اعتراضی در نبود «مسئولین با غیرت» شرکت کرده اند تشکر کرد. وی با اشاره به بیانیه شماره یک انجمن اسلامی و تکذیبه ی بسیج و بیانیه این تشکل علیه انجمن اسلامی متذکر شد که «انجمن اسلامی از مسئولین بسیج دعوت کرده است که در این مراسم شرکت کنند و میزان مسئولیت خود در این حادثه را مشخص سازند. ما با توجه با صحبت های هم اتاقی های این دو دانشجو، برگه های ثبت نام این خوابگاه، تابلو سر در این خوابگاه و مصاحبه ی آقای علیزاده با خبرگزاری مهر گفته بودیم که این خوابگاه تحت نظارت ستاد اسکان دانشگاه است که مسئولیت آن هم به بسیج محول شده است. برضا عرب در ادامه سخنان خود گفت: «بحث جان دو انسان و پیگیری ظلمی که به این دو خانواده شده است به گمان ما نه تباینی با ارزش های بسیج دارد و نه بیانگر دشمنی کسی با نظام است. ما فقط خواستار پیگیری حقوقی این مسئله (که خواست خانواده این دو دانشجو نیز می باشد) و استعفای مقصر درجه اول این ماجرا، معاون دانشجویی دانشگاه آقای علویان هستیم. ما خواستار آنیم که رییس دانشگاه هرچه سریع تر توجهی به حل مشکلات دیگر خوابگاه های این دانشگاه بکند تا جان فرد دیگری را به مخاطره نیانداخته اند.»

وی با ابراز تاسف از اینکه مسئولین دانشگاه در این مراسم حضور نیافته اند، گفت: «با وجود اینکه فردا روز آخر این ترم تحصیلی در دانشگاه مازندران است اما پیگیری خود را تا مشخص شدن مقصرین این حادثه و تامین امنیت باقی خوابگاه ها ادامه خواهیم داد. 

قابل ذکر است دو نفر از دانشجویان دختر دانشگاه مازندران به نامهای ثریا رئیسی ساکن قائمشهر دانشجوی رشته شیمی و شیوا دلفانی ساکن کلاردشت دانشجوی مدیریت صنعتی ظهر پنجشنبه ۲۸آذر به علت نشت گاز در خوابگاه دانشجویی خود فوت کردند.

 

 

+ نوشته شده توسط سوشیانس در جمعه 6 دی1387 و ساعت |

دانشگاه زنده است

01

 

03

+ نوشته شده توسط سوشیانس در شنبه 23 آذر1387 و ساعت |

به نام خداوند جان و خرد

دانشجویان عزیز  و مردم شریف ایران

 دانشجویان دانشگاه آزاد  همچون سالهای پیش در صفوف نخست مبارزه با تیرگی های این سرزمین، امسال نیز با حضور خود پشتیبان دیگر یاران دبستانی خواهند بود، دانشجویان مستقل و منتقد دانشگاه آزاد نیز مانند تمام فعالین جامعه مدنی ایران و با قدمهای استوار  به پا خواسته اند تا به کسانی که خورشید را به شهر ما حرام کرده اند اعلان نبرد نماید. در ابتدا روی صحبت را با ریاست محترم دانشگاه آزاد آقای جاسبی می بریم و خطاب به ایشان فریاد می زنیم:

جناب آقای جاسبی!

1)      ریاست دیکتاتورگونه شما در این 20 سال زمینه های رشد فساد مالی، علمی و مدیریتی را در این نهاد علمی -  فرهنگی به شدت افزایش داده است و  سبب شده است که هزینه های هنگفت دریافتی از دانشجویان که سال به سال نیز افزایش می یابد نه تنها کمکی به تامین امکانات مورد نیاز دانشجویان نکند، بلکه حرص و طمع مسئولین عالیرتبه این دانشگاه را دوچندان کرده است و این امر موجبات سوختن فرصتهای بزرگ شکوفایی و پیشرفت علم در ایران را دچار شده است.

2)      فضای بسته فرهنگی و سیاست های سرکوبگرانه شما در دانشکده های مختلف دانشگاه آزاد نشان از مخالفت آشکار شما با چند صدایی و شنیدن صداهای دگر اندیش دارد.  اختصاص هزینه های هنگفت برای اجرای طرحهای بی مصرفی که بسیج دانشجویی این دانشگاه برگزار می کند سبب عدم توزیع عادلانه امکانات میان انجمنها و کانونهای علمی  شده است و به هیچوجه نمی توان هزینه های میلیونی این نهاد غیر علمی را با هزینه های چند صد هزار تومانی انجمنهای علمی دانشگاه آزاد مقایسه کرد. صدای مسئولین انجمنهای علمی در پس هیاهوی رسانه ای بسیج و دیگر نهادهای غیر علمی و غیر قانونی این دانشکده به شدت سرکوب شده است ولی هرگز نخواهد مرد.

3)      بحث اعمال تفکیک جنسیتی در بعضی از دانشکده ها و عدم برگزاری کلاسهای مختلط، توهین به شعور دانشجو و از جمله اعمال منافی با حقوق مسلم جوانان در حوزه ارتباطات اجتماعی آنهاست. از این رو نمی توان هیچ توجیهی را در اعمال سیاستهای تفکیک جنسیتی در این دانشگاه از سوی شما پذیرفت.

 

دوانشجویان و هم وطنان گرامی 

 

با گذشت  حدود 30 سال از انقلاب اسلامی و روی کارآمدن نظام دینی اسلامی روند سرکوب دگر اندیشان و  فعالین جامعه مدنی ازجمله دانشجویان و اقشار فرهنگی نیز سیری صعودی گرفته و علیرغم تمام شعارهایی که مبنی بر صلح و دوستی از سوی حاکمیت فرقه ای منتشر می شود، شرایط مناسب برای دگراندیشان  و فعالین جامعه مدنی اعم از هنرمندان، دانشجویان ، اهل رسانه و...  به رویایی دست نیافتنی تبدیل شده که تنها راه رسیدن به آن تقدیم صدها زندانی،  صدها کشته و هزاران هزینه مادی و معنوی دیگر در طول این 30 سال بوده و می باشد.  دانشجویان ایران در حالی 16 آذر 87 را از سر می گذرانند که در طول چند سال اخیر فشار بر این قشر از افراد جامعه  به شدت افزایش پیدا کرده و نمود این امر را می توان در دسیسه های حاکمیت در حوادث اخیر یعنی جریان نشریات دانشجویی امیرکبیر و صدها دانشجوی بازداشتی و زندانی  دیگر به وضوح مشاهده کرد و تاریخ گواه این وحشی گری ها خواهد بود.

فشار اقتصادی وارد بر مردم در این چند سال در شرایطی روند افزایشی خود را حفظ کرده است که تحریم های اقتصادی سازمان ملل کاغذ پاره ای بی ارزش محسوب می شود که توانسته است کمر مردم ایران زمین را زیر فشار اقتصادی موجود خم کند و چه دردناک است که شخص اول مملکت  دسیسه های دشمنان را عامل فشار اقتصادی می داند و نه سیاست های نا لایقان حاکمیت فرقه ای!!!  فشار اقتصادی در حالی به توده مردم جامعه فشار وارد می کند که فشارهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نیز بر طیف های مختلف جامعه  روند رو به رشدی داشته است. طرح های مربوط به گزینش دانشجویان ، تفکیک جنسیتی ، بومی پذیری و.... نمود مخالفت حاکمیت فرقه ای با پویش و پویایی جامعه به ویژه قشر دانشجو است. حوزه ی زنان و فشار بر فعالین این حوزه، یکی دیگر از نقاط سیاه پرونده حاکمیت فرقه ای است که نتوانسته است شرایط حضور حداکثری زنان در عرصه جامعه را تسهیل نماید و در عوض با وضع قوانین پیچیده و سنتی نگاه بسته خود را نسبت به زنان حفظ کرده است.

مطبوعات به عنوان یکی از ارکان مهم جامعه مدنی نیز از این زمستان سرد بی بهره نمانده اند و صدای بسته شدن درهای آگاهی و دانش به روی مردم هر روز بیشتر از گذشته به گوش می رسد. تولید نشریات همسو و هم اندیش با سیاست های دولت نهم از خفت بارترین سیاست های حاکمیت فرقه ایست که از هر روشی قدرت نامشروع خود را به رخ مردم و فعالین جامعه مدنی می کشانند. این درحالیست که اداره کشور را کسانی برعهده گرفته اند که با نادیده گرفتن ارزشهای علم و خدمات آن به بشریت، نداشتن مدرک تحصیلی را برای خدمت به مردم لازم نمی داند و سرنوشت کشور را به دست فردی از جنس حقه بازان می سپارد و از این طریق عدم مشروعیت خود را رسمیت می بخشد.

عدم توانایی در دفاع از حقوق ملت ایران در عرصه جهانی و  ضعف حاکمیت در احیای حقوق شهروندان ایرانی از جمله نقاط تاریک این 30 سال است. ادعای نامشروع شیخ نشینها پیرامون جزایر3گانه و خلیج فارس، کم شدن سهم ایران از دریای مازندران به 12 درصد و برخورد غیر انسانی اعراب با شهروندان ایرانی ناتوانی حاکمیت را در حمایت از حقوق ارضی و ملی مردم ایران به وضوح نشان می دهد.

دانشجویان، فعالین جامعه مدنی و مردم عزیز ایران...

     دانشجویان دانشگاه آزاد با عزمی راسخ و آرمانی بلند در جهت دستیابی به جامعه و سرزمینی خالی از تیرگی و سیاهی حرکت می کنند و در این راه سخت و زیبا در کنار یکایک یاران دبستانی خود خواهند جنگید.

جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد

آذر 1387

 

 

+ نوشته شده توسط سوشیانس در شنبه 16 آذر1387 و ساعت |
البرز محمودي

در شرايطي که با پيوستن اعضاي خانواده دانشجويان محروم از تحصيل به تحصن دانشجويان دانشگاه علامه ‏طباطبايي، انتظار مي رفت مسوولان دانشگاه فکري براي رفع اين مشکل کنند، دوشنبه شب پس از حمله ماموران ‏حراست به چهار دانشجو، آنها را از دانشگاه بيرون فرستاده شدند تا در بيرون نيروي هاي امنيتي آنها را بازداشت کنند ‏و به دادگاه انقلاب تحويل دهند. ‏

خبرنامه اميرکبير با تاييد اين خبر، اعلام کرد چهار دانشجوي بازداشتي که مجيد دري، مهديه گلرو، صادق شجاعي و ‏سعيد فيض اللهي نام دارند، پس از بازداشت در ساعت 11 ديروز از بازداشتگاه وزرا به دادگاه انقلاب منتقل شدند تا ‏دادگاه انقلاب درباره بازداشت آنان تصمصيم بگيرد.‏

اين چهار دانشجو در حالي به آستانه چهارمين ترم محروميت از تحصيل رسيده اند که در صورت غيبت متوالي در ‏چهارترم، آنها از دانشگاه اخراج خواهند شد. به همين دليل است که مهديه گلرو از جمله اين متحصنين پيش از بازداشت ‏به راديو فردا گفت: "اين آخرين کاري است که مي ‌توانيم انجام دهيم."‏


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دانشجوي مبارز در چهارشنبه 6 آذر1387 و ساعت |
 

محمد رضا فروغي

فاطمه فناييان همسرصادق شجاعي دانشجوي بازداشت شده دانشگاه علامه طباطبايي در مصاحبه با روز از علت تحصن ‏همسرش و سپس دستگيري او گفته است. صادق شجاعي ديروز همراه با مهديه گلرو، مجيد دري و سعيد فيض الله زاده ‏در پي تحصني اعتراضي توسط حراست اين دانشگاه مورد ضرب و شتم قرار گرفت، سپس بازداشت و بنا بر گزارشها ‏به زندان اوين منتقل شد. فاطمه فناييان که خود فارغ التحصيل رشته ارتباطات دانشگاه علامه است در اين مصاحبه ‏داستان اين تحصن را باز گو کرده است. ‏

‏علت تحصن همسرتان و سه دانشجوي ديگر دانشگاه علامه طباطبايي چه بود؟ آيا راه ديگري جز تحصن ‏براي پي‌گيري خواسته‌هاي اين دانشجويان وجود نداشت؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دانشجوي مبارز در چهارشنبه 6 آذر1387 و ساعت |

تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت

در پی آتش سوزی در خوابگاه دختران

در پی آتش سوزی دوشنبه شب در خوابگاه دختران دانشگاه علم و صنعت، دانشجویان این دانشگاه روز گذشته با تجمع و اعتراض خواستار پاسخگویی مسئولین دانشگاه شدند.

دانشجویان معترض خواستار حضور و پاسخگویی محمدسعید جبل‌عاملی رئیس دانشگاه علم و صنعت هستند، اما وی تاکنون در جمع دانشجویان حاضر نشده است.

لازم به ذکر است جبل عاملی یکی از روسای انتصابی مورد حمایت وزارت علوم است که تاکنون تخلفاتی نیز در پرونده مدیریت وی به ثبت رسیده است. در اردیبهشت ماه گذشته به دلیل شکایت واقف زمین های دانشگاه علم وصنعت، حکم جلب وی صادر شد، اما با پیگیری های دفتر ریاست جمهوری، این حکم لغو شد. همچنین در تیرماه گذشته نیز در پی شکایت یکی از دانشجویان دانشگاه علمو صنعت از جبل عاملی، دیوان عدالت اداری حکم انفصال از خدمت وی را برای یک سال صادر کرد، اما وزیر علوم با مذاکره با مسئولین قوه قضائیه این حکم را نیز لغو کرد.

طبق آخرین اخبار رسیده، جبل عاملی حاضر به برگزاری جلسه پرسش و پاسخ با دانشجویان نشده است.

بنابر همین گزارش دانشجویان دختر دانشگاه علم و صنعت در بیانیه ای مطالبات خود را به شرح زیر اعلام نموده اند:

۱- تامین امنیت کامل خوابگاه از طریق شناسایی تمامی عوامل ماجرا و شفاف‌سازی

۲- شناسایی حقایق پیش‌آمده و اطلاع رسانی مناسب به کلیه دانشجویان

۳- تدارک خوابگاهی جدید با امکانات کافی و گنجابش مناسب و پیگیری قول‌های فراوان داده شده مبنی بر تهیه خوابگاهی جدید برای ایجاد توازن امکانات و ظرفیت موجود

احمدرضا شاه علی، مدیر روابط عمومی دانشگاه علم و صنعت، نیز در مصاحبه ای با بیان اینکه در حریق روز گذشته خوابگاه دخترانه این دانشگاه هیچگونه آسیب جسمانی به دانشجویان وارد نشده گفت: هنوز علت وقوع حریق در خوابگاه دخترانه دانشگاه علم و صنعت مشخص نشده است.

 

+ نوشته شده توسط سوشیانس در پنجشنبه 23 آبان1387 و ساعت |

 آتش‌سوزي در خوابگاه دختران دانشگاه علم و صنعت

 

مدير روابط عمومي سازمان آتش نشاني و خدمات ايمني تهران تایید کرد که خوابگاه دانشجويان دختر دانشگاه علم و صنعت تهران عصر امروز دچار حريق شده است.

بهروز تشکر روز دوشنبه در گفتگو با ايرنا افزود: اين آتش سوزي ساعت 16 و 20 دقيقه رخ داد و بلافاصله با توجه به اهميت موضوع نيروهاي امدادي ايستگاه هاي 17، 54، 57 و 71 سازمان آتش نشاني و خدمات ايمني تهران به محل وقوع حادثه اعزام شدند. 

بلافاصله پس از وقوع حادثه ساکنین خوابگاه پسرانه ای که در آن نزدیکی قرار داشت (در غیاب مأمورین آتش نشانی که همچون همیشه دیر به محل حریق رسیدند) به یاری حادثه دیدگان شتافته و ضمن مهار آتش، ساکنین باقی مانده را از محاصره آتش خارج نموده و به بیرون خوابگاه منتقل کردند.

همچنين مدير روابط عمومي دانشگاه علم و صنعت تهران گفت: دانشجويان دختر بلوک خوابگاهي که عصر امروز دچار حريق شد در يکي از سالن هاي مجاور ديگر بلوک هاي خوابگاه اين دانشگاه اسکان موقت يافتند. 

"احمد رضا شاه علي" با بيان اينکه در بلوکي که دچار حريق شد بيش از يکصد دانشجوي دختر اسکان داشتند، تصريح کرد: در هنگام بروز حادثه به دليل موقعيت زماني بيش از 20 نفر از دانشجويان در خوابگاه مستقر و بقيه سر کلاس درس به سر مي بردند. 

وي اظهار داشت: هم اکنون دانشجويان خوابگاه دچار حريق شده با در اختيار داشتن تمامي امکانات لازم اعم از امکانات تغذيه اي و گرمايشي در يکي از سالن هاي همجوار ديگر بلوک هاي خوابگاه مستقر شده اند. 

وي تاکيد کرد: در اين حادثه به هيچ يک از دانشجويان کوچک ترين آسيب جسماني وارد نشده است و تمامي آنها در سلامت کامل به سر مي برند. 

شاه علي افزود: ساختمان دچار حريق شده هم اکنون در حال آماده سازي براي اسکان مجدد دانشجويان در روزهاي آينده است. 

وي يادآور شد: هنوز علت وقوع اين حادثه مشخص نشده و تلاش کارشناسان سازمان آتش نشاني و خدمات ايمني تهران براي بررسي علت آن ادامه دارد.

 

+ نوشته شده توسط سوشیانس در پنجشنبه 23 آبان1387 و ساعت |