تبليغاتX
جنبش دانشجويي دانشگاه آزاد گرگان

 تقدیم به دوستان ایران من   آنانی که مصممند با اراده ای پولادین آنانی که می نویسند با افکار بیدار و همه کسانی که می دانند  می فهمند و آگاهند.................

پاینده و استوار باشید

            

                     بنام هرمزد پاک

 

سالی شد از جنگ و جهان ایرانیان ایرانیان

                               نا برده ما سودی از آن ایرانیان ایرانیان

مهر و وطن افسانه شد گلزار ما ویرانه شد

                               شد خوار خاک باستان ایرانیان ایرانیان

از چه چنین پژمردگی بیچارگی افسردگی

                              در کالبدتان نیست جان ایرانیان ایرانیان

مستی و سستی تا بکی خواری و پستی تا بکی

                                تا کی روا اه و فغان ایرانیان ایرانیان

ننگ است این زندگی فریاد زین شرمندگی

                               از دست داده فر و شان ایرانیان ایرانیان

آخر خدا را همتی ای قوم ایران غیرتی

                               خواری بود بار گران ایرانیان ایرانیان

این خاک اندر باستان آزاد بوده است و جوان

                                از زور بازوی یلان ایرانیان ایرانیان

آرید یاد آن روز را آن لشکر دیروز را

                                یادی هم از شاهنشهان ایرانیان ایرانیان

جمشید و سام و زاب کو طهمورث و داراب کو

                                کو ایرج از پیشینیان ایرانیان ایرانیان

کوروش چه شد کمبوج کو کو اردشیر و فر او

                                کیخسرو آن شاه کیان ایرانیان ایرانیان

از پهلوانان زمان چون شد بلاش و اردوان

                                شیر افکنان اشکانیان ایرانیان ایرانیان

از دور چرخ کجمدار نه شهر ماند  و شهریار

                               رفتند این ساسانیان ایرانیان ایرانیان

ایران ما زین رفتگان شد یادگاری شایگان

                                مدهید از کف رایگان ایرانیان ایرانیان

تخت کی و جمشید را هم پرچم خورشید را

                               دارید تا دارید جان ایرانیان ایرانیان

ما خواب و دشمن در کمین چشمان و دل پر آز و کین

                              زینهار زین اهریمنان ایرانیان ایرانیان

اهریمنان بدکنش دیو و ددان بدمنش

                              بگرفته از ما خان و مان ایرانیان ایرانیان

ای خفتگان ای خفتگان مدهوش از خود رفتگان

                               شد خاکتان از ناکسان ایرانیان ایرانیان

آن شوم خرس زشت خو داند زخود بی گفتگو

                              گیلان و آذربایگان ایرانیان ایرانیان

شد وسم رزم و ستیز برزد نفیر رستخیز

                             شورید از پیر و جوان ایرانیان ایرانیان

شمشیر باید آختن سوی عدو برتاختن

                            راند از وطن یبیگانگان ایرانیان ایرانیان

 

یادگار جنگ جهانگیر از پوراندخت نامه  پور داوود

 

زنده باد ایران

+ نوشته شده توسط دانشجوي مبارز در سه شنبه 31 اردیبهشت1387 و ساعت |

پرونده اي که قاضي آن در شوراي امنيت ملي توجيه مي شود - دوشنبه 30 اردیبهشت 1387 [2008.05.19]

mahmoudi.jpg

البرز محمودي

چند روز پس از آنکه خبرنامه امير کبير از فشارهاي نهادهايي چون وزارت اطلاعات، سپاه، بسيج و حتي بخشي از قوه ‏قضاييه‎ ‎بر قاضي پرونده در مرحله تجديدنظر براي تاييد حکم حبس سه دانشجوي اين دانشگاه خبرداد، دادگستري استان ‏تهران اين خبر را رسما تکذيب کرد، و اين در حالي بود که همزمان، سايت دانشجويي خبرنامه اميرکبير از يکشنبه عصر ‏‏"براي چهارمين" بار فيلتر شد.‏

پس از "افشاي گوشه اي از فشارهاي وارده به قاضي دادگاه تجديدنظر" براي تاييد حکم حبس سه دانشجوي امير کبير، ‏دادگستري استان تهران اطلاعيه‌اي صادر كرد که در آن آمده است: "به دنبال انتشار خبري از طريق خبرنامه‎ ‎دانشجويي ‏اميركبير در روز سه‌شنبه مورخ بيست و چهارم ارديبهشت ماه 1387، جهت تنوير اذهان مخاطبان ارجمند به اطلاع ‏مي‌رساند برخلاف‎ ‎آن‌چه در خبر مذكور ذكر شده، هيات قضات شعبه چهل و چهارم دادگاه تجديدنظر استان‎ ‎تهران در كمال ‏استقلال، با بهره‌گيري از محتويات پرونده و تحقيقات به عمل آمده و‎ ‎پرهيز از هرگونه اعمال نظر، وفق مقررات قانوني به ‏موضوع رسيدگي و اظهارنظر قضايي‎ ‎كرده است."‏

در بخش پاياني اين اطلاعيه که از سوي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منتشر شده آمده است: "بديهي‌ترين‎ ‎انتظار از ‏يك نشريه دانشجويي با هدف اطلاع‌رساني، انعكاس صادقانه واقعيت‌ها است."‏

اطلاعيه دادگستري استان تهران در شرايطي منتشر شده است که همزمان با آن خبرنامه اميرکبير گزارش داده که سايت ‏دانشجويي اين دانشگاه از روز شنبه و يکشنبه "تقريبا توسط کليه ‏ISPها در داخل ايران" فيلتر شده است.‏

اين خبرنامه الکترونيک در گزارش خود اين برخورد را بي ارتباط با جوابيه دادگستري استان تهران ندانسته و خاطر نشان ‏کرده است: هم زمان با انتشار جوابيه دادگستري استان تهران در واکنش به يکي از اخبار منتشر شده توسط اين خبرنامه که ‏از فشارهاي وارده به قاضي دادگاه تجديدنظر جهت تاييد حکم حبس سه دانشجوي بيگناه اميرکبير پرده برداشت، اين سايت ‏فيلتر شد. به نظر مي رسد فيلتر شدن چهارمين آدرس سايت خبرنامه اميرکبير بي ارتباط به جوابيه صادره توسط دادگستري ‏استان تهران نباشد.‏

ماجراي دستگيري اين سه دانشجوي بيش از يکسال پيش روي داد که پس از انتشار نشريات منتسب به دانشجويان دانشگاه‎ ‎امير‌کبير، سه تن از دانشجويان دانشگاه امير‌کبير بازداشت‎ ‎شد‌ند‎. ‎دانشجويان از ابتدا، انتشار اين نشريات را انکار کرده و ‏نپذيرفته بودند. اما پس‎ ‎از مدتي اعترافاتي از دانشجويان درباب اين اقدام گرفته شد که به قول وکيل مدافع‎ ‎دانشجويان زير ‏فشارهاي روحي و جسمي اخذ شده بود.اما سرانجام در دادگاهي که برقرار‏‎ ‎شد، دانشجويان توانستند بي‌گناهي خود را ثابت ‏کرده و حکم برائت بگيرند‎.‎

اما مرتضوي، دادستان تهران، به حکم تبرئه دانشجويان اعتراض کرده و خواهان‎ ‎تجديد‌نظر شد. در دادگاه تجديد‌نظر به گفته ‏آقاي دادخواه، وکيل مدافع دانشجويان‎ ‎علي‌رغم عدم ارايه ادله جديدي از سوي نماينده دادستان، دادگاه حکم برائت را لغو کرد‎ ‎و حکم به محکوميت دانشجويان داد‎.‎‏ به اين ترتيب احمد قصابان به دو سال و نيم، مجيد توکلي به دو سال و دو ماه و‏‎ ‎احسان ‏منصوري به يک سال و دو ماه حبس محکوم شدند.‏

‎فشار براي تاييد احکام‎

دادگستري تهران در شرايطي هرگونه فشار بر قضات دادگاه تجديد نظر را رد کرده که پيش از اين خبرنامه اميرکبير به نقل ‏از "يک مقام مطلع"، از فشارهاي وارد بر مجموعه دادگستري و قاضي رسيدگي کننده به پرونده "سه دانشجوي بيگناه ‏دانشگاه اميرکبير" در دادگاه تجديدنظر خبر داده بود.براساس خبر اميرکبير، يک مقام مطلع در اين زمينه با اشاره به ‏فشارهاي فراوان وارده بر قاضي براي تاييد حکم صادره توسط دادگاه انقلاب و شکستن حکم تبرئه دانشجويان گفته بود: ‏‏"نهادهاي مختلف نظام از جمله وزارت اطلاعات، سپاه، بسيج و حتي بخشي از قوه قضاييه فشارهاي زيادي بر قاضي براي ‏تاييد حکم حبس دانشجويان وارد کردند."‏

براساس نوشته خبرنامه اميرکبير، نمايندگان نهادهاي نام برده شده "هر روز با تماس تلفني يا حضوري" مقامات دادگستري ‏را براي تاييد اين حکم تحت فشار قرار مي دادند "حتي برخي شخصيت هاي نظام نيز به صورت مرتب براي خبرگيري از ‏وضعيت پرونده با قاضي تماس مي گرفتند". اين منبع آگاه همچنين به خبرنامه اميرکبير گفته بود: "انگار به برخي از اين ‏مقامات برنامه مشخصي داده بودند که هر چند روز يک بار در اين خصوص با دادگستري تماس بگيرند. همين فشارها ‏باعث شد روند صدور حکم بيش از حد قانوني و معمول طول بکشد."‏

از جمله مقاماتي که خوستار تاييد حکم اين سه دانشجو بود مي توان به "ابراهيم رئيسي"، معاون اول قوه قضاييه اشاره کرد ‏که به گفته اين منبع مطلع "يکي از عوامل فشار بر قاضي دادگاه تجديدنظر براي تاييد حکم دادگاه انقلاب" بوده است.‏

شنيده ها همچنين حاکي از آن است رئيس دادگاه هاي تجديدنظر در همين خصوص در آخرين جلسه شوراي عالي امنيت ملي ‏حاضر شده و در آن جا به وي توصيه هايي در مورد پرونده سه دانشجوي دانشگاه اميرکبير شده است.‏

پيش از تاييد حکم دانشجويان دانشگاه اميرکبير در دادگاه تجديدنظر، "ابراهيم خاني"، رئيس دادگاه هاي تجديدنظر استان ‏تهران در مصاحبه اي اظهار اميدواري کرده بود که "خدايي ناکرده انحرافي در پرونده رخ ندهد و نهايتا با توجه به ‏شخصيت متهمان درباره اين پرونده تصميم گيري شود." اما پس از اين اظهارات، وي به آخرين جلسه شوراي عالي امنيت ‏ملي در سال 86 احضار و در آن جا به وي در مورد پرونده سه دانشجوي دانشگاه اميرکبير توصيه هايي شده است.‏

‎ناراحتي قاضي صادر کننده راي‎

در اين ميان اميرکبير به نقل از يک مقام مسئول در قوه قضاييه ضمن دفاع از عملکرد قاضي ساعدي گزارش داده بود که ‏‏"قاضي ساعدي توانمندي و استقلال خود را در مقاطع بسيار و در پرونده هاي مختلف نشان داده است. فشارهاي روي ‏قاضي بيش از حد متصور و معمول بود. آقاي ساعدي تا آن جا که توان داشت در مقابل فشارها مقاومت کرد. از روزي هم ‏که حکم صادر شده، ساعدي براي آن که زير بار چنين حکمي رفته ناراحت است."‏

اين مقام آگاه در ادامه با اشاره به دو مستشار ديگر شعبه ۴۴ دادگاه تجديدنظر، اهوارکي و عبدي پور، گفته بود:"نيروهاي ‏امنيتي ابتدا با تحت فشار قرار دادن اين دو مستشار راي آن ها را برگرداندند. که با اين کار قاضي ساعدي بيش از پيش تنها ‏ماند و با ۲ به ۱ شدن راي قضات شعبه ۴۴ بر عليه دانشجويان در نهايت اين راي صادر شد."‏

به نوشته اميرکبير، " قاضي ساعدي در بهمن ماه ۸۶ و زماني که دادستاني اجازه نداد دانشجويان عليرغم توديع وثيقه صادر ‏شده از زندان آزاد شوند، قصد داشت با ايراد «نقص تحقيقات»، پرونده را براي تحقيقات مجدد به دادستاني ارجاع داده و ‏خواستار آزادي مجيد توکلي، احمد قصابان و احسان منصوري از زندان شود که با فشار وارده موفق به انجام اين کار نشد و ‏سعي کرد با تشکيل دادگاه حکم برائت اين سه دانشجو را صادر نمايد."‏

گزارش هاي رسيده حاکي از آن است، دادستاني پس از برگزاري دادگاه تجديدنظر سعي در طولاني شدن روند صدور راي ‏داشته تا از اين طريق بتواند فشارهاي بيشتري به دادگاه وارد نمايد. در همين راستا دادستاني به استعلام شعبه ۴۴ تجديدنظر، ‏در خصوص پرونده دانشجويان، در تاريخ ۲۸ اسفند پاسخ داد تا قاضي نتواند پيش از تعطيلات عيد نوروز حکم خود را ‏صادر نمايد. گفته مي شود تا پيش از تعطيلات عيد نوروز نظر قاضي و دو مستشار ديگر آن بر اعلام حکم تبرئه دانشجويان ‏بوده است.‏

به گزارش خبرنامه اميرکبير اصرار ديگر نيروهاي امنيتي اين بوده که حکم شعبه ۱۰۴۳ دادگاه عمومي به هر نحو ممکن ‏زير سوال برود. به همين دليل شعبه ۴۴ هم حکم تبرئه صادره را شکست و هم حکم "۴ ماه حبس به علت ايراد تهمت به ‏بسيج و نيروهاي امنيتي" را فاقد وجاهت قانوني دانست و ناديده گرفت. نيروهاي امنيتي سعي داشتند قاضي شبعه ۱۰۴۳ ‏دادگاه عمومي، که حکم بر برائت دانشجويان داد، را زير سوال ببرند.‏

‏ شنيده ها همچنين حاکي از آن است مسئولين مجتمع شهيد قدوسي، که دادگاه عمومي دانشجويان در آن جا برگزار مي شد، ‏ضمن اعتراض شديد به مسئولين دادگستري به سبب صدور چنين حکمي براي پرونده دانشجويان در ملاقاتي که با مسئولين ‏دادگستري داشته اند، خاطرنشان کرده اند: "ما آن زمان اين همه مقابل فشارها ايستادگي کرديم و از استقلال قوه قضاييه دفاع ‏کرديم تا اين گونه زير سوال برويم؟!"‏


+ نوشته شده توسط دانشجوي مبارز در دوشنبه 30 اردیبهشت1387 و ساعت |

به ياد حضور شجاعانه ي آنها كه

 

در برهوت غيرت

 

در آسمان انديشه شان پرواز كردند

 

و نترسيدند

 

از خنديدن در سرزميني

 

كه مين گذاري كرده اند... حتي آسمانش را!

 

 

جلوي هر اسمي امتيازي است...!

 

قضيه جدي است! دوره ي قهرماني تمام شد.... فاتحة!!!!

خانم كه دستهايت را مشت مي كني! آقاي اعتدال! برادر ليدر!! زور بيخود مي زني...

قهرمان اصلي با طنابي كه از بالا به پايين آويزان شده ديوار مرگ را چشم بسته با دوچرخه و موتور ، با تماشاگر و بي تماشاگر ، سوت زنان مي رود!

كنجكاوي نكن، صدايت را هم پايين بيار، او ديگر نيازي به تشويق ندارد، يقه ات را مي گيرد و هرجا كه باشي از آن بالا پرتت مي كند پايين و به جيره مواجب بگيرانش اضافه مي شي، باز ماندن دهانت دائمي مي شود، از اين پايين كه او را مي بيني جربزه ات را براي خودت نگه دار، يقه ات را كه گرفت گلاويز نشو، فحش نده ، بيخودي خودت را باد نكن... كسي شجاع شاخدار نمي خواهد. هرچقدر كه آقاي اعتدال ترك دوچرخه سوار شود و بخواهد با زبان منطقش عاليجناب را قانع كند كه جلسه را ترك نكند خودش را شيرين مي كند، شيرين مي كند و حل مي شود...

 

 

بهترين هدف گذاري ممكن! مشت كن دستهايت را، چايي بخور، سيگار بكش، هي غر بزن...  بياييد تمرين دموكراسي كنيم!! بياييد تبر برداريم ريشه هاي ننه بابايمان را قطع كنيم!!...

 

 

يكي از رابطه پدر و پسري بين دوچرخه سوار و طناب و تماشاچيان مي گويد

_ تماشايي هم هستيم! انگشت به دهن، دست به بيني دارند نگاهمان مي كنند!

تمسخرشان از همه بدتر است...

مرتب عكس و فيلم... يك تصوير بردار حرفه اي مي خواهد از آن بالا از همه عكس بگيرد. دوربيني بالاتر از او هم پيدا مي شود كه او را رصد كند: كت و شلوار پوشيده، جلد مجله ادبي اش را روي مكعب نارنجي گذاشته، موبايلش را خاموش كرده، توي آيس پك فروشي نشسته انگار قرار ملاقات مهمي دارد(!) حتماً با پدر خوانده آقاي اعتدال... مي توانند متحد خوبي باشند، سالها مي توانند با هم زير يك سقف زندگي كنند...! مي توانند باهم در يك پادگان خدمت كنند و به خاطر نمونه بودن در آن پادگان ماندگار شوند؛ پادگان را به دموكرات ترين شكل ممكن اداره كنند و در سيستم پادگان حل شوند...

 

 

آيس پك دارد شلوغ مي شود، جايش را عوض مي كند، پشت به خيابان ليستي از داخل مجله ادبي اش در مي آورد، جلوي هر اسم امتيازي است، خودنويس صورتي اش را در مي آورد، روي چند اسم شك دارد، موبايلش را روشن مي كند كه مي بيند خانم بزرگ با دماغي چسب زده، چادر به سر، حلقه به دست وارد مي شود ودرست روبرويش مي نشيند، چند اسم به او مي دهد...

آيس پك سفارشي حاضر شده، ليوان ها را بهم مي زنند، صدايي نمي كند...

 

 

دست روي دست مي گذاريم، درگوشي صحبت مي كنيم، منتظر تماس هاي عجيب و غريب، تعقيب سايه هايي پشت سر خود...

و خانم هايي كه ترشك و لواشك مي خورند، آقاياني كه بلوتوث بازي مي كنند،

كسي جمع نمي شود، كسي نمي آيد، كسي پشت سر خود سايه اي حس نمي كند، هرچقدر هم با خودت مصاحبه ترتيب دهي كسي صدايت را نخواهد شنيد...

مي تواني خودت را پنهان كني! مي تواني؟ نمونه امضاي تو...

نه!!! من نبودم

زبان لق گاهي سر آدم را به باد مي دهد...

 

 

ا‍ِ...! هنوز آقاي معاون چيزي نگفته كه اشكت درآمد! كمربندش را كه نمي خواهد باز كند... (جايش باشد كمربندش را هم باز مي كند!) به! تو كه با پاي خودت آمدي...! چه ترسي دارد؟!...

 

 

_جرم شما سياسي است...

_چي!!!؟ چي؟ دوباره بگو...؟

_آقا مؤدب باش... ( دست به كمربندش مي برد، مؤدب مي نشينم) دفاعيه بنويس ، توبه كن ، از مقررات خارج شدي... (قول تخفيف مي دهد) اگر همكاري كني .... يك خورده اش را بهشان مي گويم...

 

 

خودشان هم مي دانند. هيچوقت از توي قالب در نمي آيند، با همين قالب جابجا مي شوند...

اينرا هم بگويم، به هيچكس كنايه نمي زنم، هركه اهلش است، خودش بفهمد...

_مواظب باش! باز هم داري زيادي حرف مي زني!

 

 

مي نشينم زير سايه ها... لرزان، نزديك امتحانات ترم است. چه خواهد شد؟ آقايان پله هاي پيشرفت را جلوي پايمان خراب خواهند كرد!!!...

_آماده باش، چند وقت ديگر كاغذهايت مي رسد از بالا

سفت و محكم، با دفترچه اعزام، با برگه راي گيري، جنگ هم نشود باز مي روي خط مقدم مي ايستي ، بي هيچ علتي...

بگويند ديگر دانشگاه نيا! خوب مي شود، خوب! بگويند اخراج! كاري ندارد برايشان...

 

                                                                                               ادامه دارد

+ نوشته شده توسط سوشیانس در سه شنبه 24 اردیبهشت1387 و ساعت |

به 24 اردیبهشت ماه 1386

به تحصن در دانشگاه آزاد گرگان

تحصنی که تکذیب شد

تایید شد

فراموش شد

نقطه ای درخاطره شد

 

 

گفتند شعری بنویس

گفتم ندارم

من هیچ وقت سفارشی برای دوستانم نه پیتزا درست کرده ام نه شعر

اصلا" تنها نقطه ی ضعف من در نوشتن این است که بگویند :

چیزی بنویس !

 

می خواهم به جای این زور دو پایم را زاویه کنم و بر دو لبه ی چاهی بگذارم

تا هر چه این کلیه ی لعنتی سنگ دارد به چاه بریزم که صد عاقل هم نتوانند آنرا در بیاورند .

صد عاقل بیایند و سرشان را مایل به درون کنند و هیچ نبینند .

جایی که دردهای من می ریزد هیچ چشمی نمی بیند . چه چیزی را نگاه می کنید ؟

دیدید که آب از سنگ هایی که افتاده بود بالا آمده بود . ولی چون فقط آب می دیدید گفتید :

تکذیب می کنیم !

باشد . من هم می دانم حقیقت کوچک تر از آنی ست که به سرانجامی برسد .

و مثل ما دو پا ندارد که راهی برود . چون مثل خر من که از بچگی از کمر به پایین نداشت می ماند .

سینه خیز می رود . شاید برای همین است که اگر کوچک ترین حرکتی بکند تا ابد ردش بر روی زمین می ماند .

باید بدانید حلقه ی ما مثل حلقه ی لاستیک بچه ها نیست که با چوب توی سرش بزنید و به هر طرف که

خواستید منحرفش کنید . ما این بازی ها را خیلی وقت پیش کرده ایم .

بازی من اینروزها مثل بازی شما انتظار است . خیلی وقت است که از تک درختی چارشانه آویزان مانده ام .

و منتظر . و لی انگار نمی آید . می خواهم وقتی زمستان می رسد اولین برگی باشم که به زمین می افتد .

از این درخت تناور حتی گردو یی پوک به من نرسید تا برای بیضه یتان آنرا به شما هدیه کنم .

هراس من باری از شما نیست که حقیقت را نمی توانید ببینید . بلکه از معدن چیانی ست که در سیاهی چادر

لذت بیشتری برای پیدا کردن الماس می برند. لعنت بر شما که اگر می خواهید با خواهرم هم خوابه شوید و دستتان را بر دورش حلقه کنید باید جرات داشته باشید و تا ابد انگشتتان را از حلقه ی کوچک تر خالی کنید !

مربع ، مثلث ، دایره ، اصلا" چه فرق می کند ؟ وقتی یکی از اینها را تشکیل داده باشی یعنی جوهری شده ای

و بر متن نقش بسته ای . یعنی شده ای . و اما در عجبم که چرا بقیه یک شکل منظم را تشکیل نمی دهند ؟

نمی دانند که برای تکثر متن باید جوهری شوند . در حاشیه ایستاده اند و از متن عکس می گیرند .

نمی دانند که از تناقض شان عکس می گیرند . جای خالی ی خودشان را نشان می دهند وقتی با

انگشت اشاره می کنند .

حکومت ما مثل یک خنجر سه لبه ست . انتهای لبه ی اول ، ابتدای لبه ی دوم است .

و من روی لبه ی سوم هر روز ساعت هفت هزار نفر به نام "خودم" را سوار می کنم و

به انتها می برم . هر چه اصرار می کنم پیاده نمی شوند . دوباره به ابتدا بر می گردم .

من با تمام وجود اقرار می کنم که انسان خسته ی قرن بیست و یکمم !

+ نوشته شده توسط سوشیانس در سه شنبه 24 اردیبهشت1387 و ساعت |

بیانیه جمعی از تشکل های دانشجویی دانشگاه آزادتبریز

 در حمایت از دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند

صحن دانشگاه بار دیگر خشم دانشجو را بالای سر خود حس می‌کند و خروش دانشجو را می‌بیند، باز هم هتک حرمت، باز هم توهین و باز هم ظلم...

                                                                 daneshgah zende ast

این بار دوستان دانشجویمان در دانشگاه صنعتی سهند تبریز هستند که یک صدا فریاد برآورده‌اند تا قدرت اتحاد ما را به نمایش بگذارند، دانشجویان این دانشگاه دیروز ششمین روز تحصن اعتراضی خود را پشت سر گذاشتند تا نشان دهند که دانشجو در برابر ضایع کردن حقش و تجاوز به حریمش هرگز ساکت نخواهد نشست. این تحصن در پی اعمال غیرمسئولانه مسئولین دانشگاه در طول سال گذشته برگزارشده است و با اعتصاب غذای بیش از ۲۰ نفر از دانشجویان همراه است که تعدادی از این دانشجویان در طول مقاومت قهرمانانه خود در اثر ضعف جسمانی راهی بیمارستان شده‌اند.

هتک حرمت دانشجویان دختر دانشگاه توسط کادر اداری و نیروهای حراستی، اعمال تفکیک‌های جنسیتی توهین آمیز، صدور احکام سنگین کمیته انضباطی برای دانشجویان، تبعیض بین تشکل‌های دانشجویی از طرف مسئولین دانشگاه و… از جمله دلایل برگزاری این تحصن ادامه‌دار است.

نزدیک به ۲۰۰ دانشجوی متحصن که حتا شب‌ها هم دانشگاه را ترک نمی‌کنند، اعلام کرده‌اند تا تحقق تمامی خواسته‌هایشان از جمله برکناری و عذرخواهی برخی از مسئولین دانشگاه به تحصن و اعتصاب غذای خود ادامه خواهند داد.

ما جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های آزاد و سراسری تبریز، ضمن اعلام اعتراض شدید نسبت به وضعیت دانشگاه‌های کشور که هر روز و هر ماه و هر سال که می‌گذرد وضعیتی اسفناک‌تر از پیش می‌یابد، همبستگی خود را با دانشجویان متحصن دانشگاه صنعتی سهند تبریز اعلام می‌داریم و خواستار تحقق تمامی مطالبات دانشجویان متحصن هستیم و نیز نسبت به وضعیت جسمانی دانشجویان اعتصاب غذا کننده نگرانی شدید خود را ابراز نموده و به مسئولین دانشگاه صنعتی سهند در مورد بی‌تفاوتی‌ها و عواقب ناشی از آن هشدار می‌دهیم؛ اگر حادثه ناگواری برای هریک از دانشجویان پیش آید ما مستقیماً وزارت علوم را مسئول آن می‌دانیم.

و اما شما، دانش‌جویان متحصن دانشگاه صنعتی سهند تبریز:

بدانید که ما، فعالین دانشجویی دانشگاه آزاد تبریز، تا رسیدن به مطالبات برحقتان همراه و همگام با شما ایستاده و لحظه لحظه مقاومت شما را امیدوارانه نظاره‌گریم و ایمان داشته باشید که:

پیروزی با شماست…

کانون وحدت دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز

+ نوشته شده توسط سوشیانس در چهارشنبه 11 اردیبهشت1387 و ساعت |